X
تبلیغات
قرآن - اهمیت معاد از دیدگاه قرآن (قسمت 5)

قرآن

قیامت از نظر قرآن

اهمیت معاد از دیدگاه قرآن (قسمت 5)

60- یوم یعض الظالم علی یدیه

این تعبیر نیز از تعبیرهای تکان دهنده ای است که یکبار در آیات قرآن مجید آمده، می فرماید: «به یاد آورید آن روزی را که ظالم هر دو دست خویش را (از شدت حسرت) به دندان می گزد، می گوید: ای کاش با رسول خدا راهی داشتم» «و یوم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا».

سپس می افزاید: «وای بر من کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نمی کردم» «یا ویلتا لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا» (سوره فرقان، آیه 27و 28).

گاه انسان به هنگام ندامت و پشیمانی و تأثر شدید از کارهای گذشته خود انگشتان خود را می گزد، و گاه پشت دستان را دندان می گیرد، اگر ندامت و حسرت فوق العاده زیاد باشد هر دو دست را متناوبا به دندان می گزد، و این گویاترین تعبیری است از شدت تأسف و ندامت و پشیمانی.

آری ظالمان در آن روز بزرگ مرتبا پشت دستهای خود را می گزند، و می دانیم یکی از نامهای آن روز «یوم الحسرة» است (سوره مریم، آیه 38).

ولی چه سود؟ آیا مجروح کردن دستها با دندان که نوعی انتقام گرفتن از خویشتن است مشکلی را حل می کند؟ یا آرامشی می بخشد؟ یا به عکس بر ناراحتی ظالمان می افزاید، و رسوائی آنها را نیز بیشتر می کند؟!

در تفسیر «المیزان» آمده است که «ظالم» در این آیه هر ظالمی را شامل می شود. همانگونه که «رسول» نیز هر پیامبری را شامل می شود، هر چند مورد توجه ظالمان این امت، و رسول الله محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و سلم است.

البته برای این آیه شأن نزولی در تفاسیر مختلف آمده است که شرح آن طولانی است. ولی می دانیم شأن نزولها مفهوم آیات را محدود نمی کند. (برای توضیح بیشتر به «تفسیر نمونه» جلد 15، صفحه 68 مراجعه فرمائید).

*  *  *

61- یوم یغرض الذین کفروا علی النار.

62- یوم تقلب وجوههم فی النار.

در اینجا نیز دو توصیف مشابه و قریب به یکدیگر نسبت به آن روز عظیم دیده می شود: در نخستین تعبیر که دوبار در سوره «احقاف» آمده (آیه 20 و 34)، می فرماید: «آن روز را به یاد آورید که کافران را بر آتش دوزخ عرصه می کنند» «و یوم یعرض الذین کفروا علی النار».

در آیه اول به دنبال آن می فرماید: «شما از لذائذ و طیبات دنیای خود بهره گرفتید (و به آن دل خوش کردید) اما امروز عذاب ذلت بار به خاطر استکبار به ناحق در زمین و به خاطر گناهانی که انجام می دادید، دامان شما را خواهد گرفت».

و در آیه دوم می فرماید: «در آن هنگام که عرضه بر آتش دوزخ می شوند به آنان گفته می شود آیا این حق نیست (شما همواره قیامت را از افسانه های خرافی پیشینیان می دانستید، آیا اکنون هم همان عقیده را دارید) ولی آنها می گویند: آری سوگند به پروردگارمان که آن حق است».

در واقع در آیه اول، به جنبه های اعتقادی که مایه هلاکت دوزخیان شده اشاره می شود و در آیه دوم به جنبه های عملی، یعنی همان لذات نامشروع و بهره گیری حرام از مواهب الهی.

جالب اینکه: در بعضی از آیات قرآن آمده است که روز قیامت، جهنم را به سوی مجرمان می برند «وجیء یومئذ بجهنم» (سوره فجر، آیه 23) ولی در آیه مورد بحث می فرماید: کافران را بر آتش دوزخ عرضه می دارند، گوئی جاذبه ای در میان این دو، وجود دارد؛ از یکسو جهنم به سوی آنها جذب می شود، و از سوی دیگر آنها به سوی جهنم!

در دومین تعبیر یکی دیگر از عذابهای دردناک قیامت را بیان می کند و آن روز را به همان نام می نامد و می فرماید: «روزی که صورتهای آنها در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد، می گویند ای کاش ما خدا و پیامبرش را اطاعت کرده بودیم» «یوم تقلب وجوههم فی النار یقولون یا لیتنا اطعنا الله و اطعنا الرسولا» (سوره احزاب، آیه 66).

در اینکه منظور از دگرگون شدن صورتها در آن روز چیست مفسران تعبیرات گوناگونی دارند گاه گفته شده که منظور دگرگون شدن رنگ چهره ها است، گاه زرد و پژمرده می شود، گاه سرخ و آتشین می گردد و گاه تاریک و سیاه.

و بعضی گفته اند منظور آن است که همان گونه که برای به رشته کردن چیزی روی آتش آن را زیر و رو و این طرف و آن طرف می کنند؛ صورتهای مجرمان نیز در آن روز در آتش دوزخ چنین حالی را خواهد داشت.

و گاه گفته شده است، منظور این است که آنها را به صورت در آتش دوزخ می افکنند، البته ذکر وجوه (صورتها) به خاطر آن است که اشرف اعضای انسان صورت او است.

این احتمال نیز وجود دارد که همه این تفسیرهای سه گانه در مفهوم آیه جمع باشد هر چند تفسیر اول و دوم صحیح تر به نظر می رسد، و به هر حال آیه از فاجعه بزرگ و عذاب عظیمی خبر می دهد که در انتظار گروه کافر و مجرم و معاند است.

پیام آیه این است که پیش از «یا لیت» «ای کاش» گفتن آن روز که هیچ گونه اثر و فایده ای ندارد، چرا امروز در مسیر اطاعت خدا و پیامبرش قرار نمی گیرند؟ چرا امروز طاعت بندگان شیطان صفت و طاغوتهای زمان را بر اطاعت خدا مقدم می دارند؟ کاری که مخصوصا در قیامت از آن اظهار ندامت و پشیمانی خواهند کرد.

*  *  *

63- یوم یدعون الی نار جهنم دعا.

این توصیف نیز شباهت زیادی با توصیفی که در آیات گذشته آمد دارد و می گوید:«روز قیامت همان روزی است که آنها به شدت به سوی آتش دوزخ رانده می شوند» «یوم یدعون الی نار جهنم دعا» (سوره طور، آیه 13).

«و به آنها گفته می شود این همان آتشی است که آن را تکذیب می کردید، آیا این سحر است یا شما نمی بینید؟ «هذه النار التی کنتم بها تکذبون أفسحر هذا ام انتم لا تبصرون» (سوره طور، آیه 14 و 15).

«یدعون» از ماده «دع» به گفته راغب در مفردات به معنی «راندن شدید» است، این تعبیر نشان می دهد که حتی بردن دوزخیان به سوی دوزخ در قیامت آمیخته با شدت و وحشت و هول و اضطراب عظیم است، تعبیری که تصور آن انسان را تکان می دهد، و سخت در فکر فرو می برد، و اهمیت مسئولیتهائی را که در پیش دارد روشن می سازد.

چقدر فرق است میان دوزخیان و بهشتیان حتی در چگونگی انتقال به جایگاه اصلیشان قرآن در مورد بهشتیان می فرماید: «فرشتگان بر آنها درود می فرستند، و می گویند: «سلام علیکم ادخلوا الجنة بما کنتم تعملون» «درود بر شما وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می دادید» (سوره نحل، آیه 32).»

و در جای دیگر می خوانیم: ملائکه به آنها می گویند: «سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار» «درود بر شما به خاطر صبر و استقامتی که انجام دادید، چه عاقبت خوبی در این سرا نصیبتان شد» (سوره رعد- آیه 24).

*  *  *

64- یوم نبطش البطشة الکبری.

65- یوم لا مرد له من الله

تعبیر نخست تعبیر تکان دهنده ای از آن روز عظیم است، چرا که خداوند بزرگ با آن قدرت بی پایان با شدیدترین لحنی کافرن مجرم را تهدید می کند، و می فرماید: «در آن روز که آنها را با قدرت عظیم خویش خواهیم گرفت قطعا از آنان انتقام می گیریم» «یوم نبطش البطشة الکبری انا منتقمون» (سوره دخان، آیه 16).

هر گاه انسان در جزء جزء تعبیرات آیه: تعبیر به «بطش» که به معنی گرفتن با شدت و حمله است، و توصیف آن به «کبری» که نشانه عظمت است، و تعبیر «انا منتقمون» که هم جمله اسمیه است و هم مؤکد با «ان» بیندیشد، لرزه بر اندام او می افتد که خدای رحیم و غفور، خدای قادر و قاهر به چنین تهدیدی پرداخته است.

جمعی از مفسران گفته اند، یا احتمال داده اند که آیه اشاره به مجازات سخت و سنگینی باشد که در جنگ بدر نصیب مشرکان شد، ولی تعبیرات آیه تناسب با عذاب بزرگتر و شدیدتر و فراگیرتری دارد که جز در آخرت صادق نیست، به علاوه در آیات قبل از آن نیز تعبیراتی است که تناسبی با جنگ بدر ندارد.

و در تعبیر دوم به چهره دیگری از آن روز اشاره می شود: «روزی که بازگشتی در آن از سوی خدا نیست» «یوم لا مرد له من الله» (سوره شوری، آیه 47).

نه راهی برای جبران در پیش است، و نه طریقی به سوی بازگشت به این جهان و تدارک مافات.

بعضی از مفسران این جمله را اشاره به قطعی بودن آن روز دانسته اند، چرا که می گوید: «از سوی خداوند بازگشتی در آن روز نیست» یعنی حتما واقع شدنی است، و طبق این تفسیر مفهوم آن با جمله «لا ریب فیه» که در باره قیامت آمده، نزدیک است.

ولی جمله های ذیل آیه که می گوید: «در آن روز نه پناهگاهی دارید و نه مدافعی» مناسب تفسیر اول می باشد.

این احتمال نیز وجود دارد که منظور این است در آن روز هیچ کس قدرت این را ندارد که عذاب الهی را از شما بازگرداند، و این معنی با ذیل آیه مناسبتر است.

و هر یک از این تفسیرها را انتخاب کنیم پیام سخت و سنگینی در بر دارد.

*  *  *

66- یوم یدع الداع الی شئ نُکر.

این نام که یک بار در قرآن مجید آمده تعبیر سر بسته و هول انگیزی است که فکر انسان را در باب حوادث آن روز به مسائل گوناگونی متوجه می سازد، می فرماید: «روزی را به یادآور که دعوت کننده الهی مردم را به امر وحشتناکی که مردم از آن بی خبرند فرا می خواند»: «یوم یدع الداع الی شیء نکر» (سوره قمر، آیه 6).

در اینکه این «دعوت کننده الهی» کیست؟ مفسران احتمالات متعددی ذکر کرده اند. آیا خدا است؟ یا فرشتگان مقرب او؟ همچون جبرئیل و یا اسرافیل که با نفخ صور مردم را به رستاخیز دعوت می کند، با توجه به آیه «یوم یدعوکم فتستجیبون بحمده» : «به خاطر بیاورید روزی را که خداوند شما را (از قبرها) فرا می خواند و شما با حمد و ثنای او این دعوت را اجابت می کنید». (سوره اسراء، آیه 52).

معنی اول مناسبتر است، هر چند آیات بعد از آن تناسب بیشتری با فرشتگان و مأموران حساب و جزا دارد.

منظور از «شیء نکر» «مطلب ناشناخته» چیست؟!

آیا عذابهای وحشتناکی است که برای انسانها ناشناخته بوده؟ با حسابرسی دقیق اعمال است که هیچ کس در آن حد باور نداشته؟ و یا همه اینها است؟ هر چند باشد مسأله ای است وحشتناک و هول انگیز و سخت دردناک.

*  *  *

67- یوم یسحبون فی النار علی وجوههم.

پیام وحشتناک این نام قیامت راستی عجیب است، می فرماید: «آن روز که مجرمان به صورتهایشان در آتش دوزخ کشیده می شوند، و به آنها گفته می شود بچشید آتش جهنم را»! «یوم یسحبون فی النار علی وجوههم ذوقوا مس سقر» (سوره قمر، آیه 48).

می دانیم: صورت شریفترین در عین حال لطیفترین قسمتهای بدن است، اعضای بسیار مهمی همچون چشم و دهان و بینی در آن قرار گرفته، و از سوی دیگر می دانیم آتش دوزخ فوق آتش این دنیا است که آتش این جهان در برابر آن بازیچه ای بیش نیست.

حال فکر کنید اگر کسی را با صورتش در آن آتش بکشند چه خواهد شد؟ بعلاوه این کار نشانه شدت تحقیر این مستکبران خودخواه است، و به این ترتیب عذاب روحانی و جسمانی در آن یکجا جمع است.

در اینکه آیا «سقر» (بر وزن سفر) به معنی خود دوزخ است یا بخش خاصی از آن که سوزش و حرارت فوق العاده ای دارد و جایگاه متکبران است؟ دو احتمال وجود دارد: تفسیر دوم را حدیثی از امام صادق علیه السلام تأیید می کند که فرمود: دره ای است که جایگاه متکبران است و هر گاه نفس بکشد دوزخ را می سوزاند!» (تفسیر صافی ذیل آیه مورد بحث).

*  *  *

68- یوم نقول لجهنم هل امتلأت

این تعبیر که یکبار در قرآن مجید آمده، و جزء نامهای قیامت محسوب می شود نیز از تعبیرات تکاندهنده است و حکایت از گستردگی دوزخ و کثرت دوزخیان می کند، کثرتی که هر انسانی را خائف می سازد، نکند او نیز در زمره آنان باشد، می فرماید: «به خاطر بیاورید روزی را که به جهنم می گوئیم آیا پر شده ای، و او می گوید: آیا افزون بر این هم وجود دارد»؟!

«یوم نقول لجهنم هل امتلأت و تقول هل من مزید» (سوره ق، آیه 30).

در تفسیر آیه، دو نظر وجود دارد نخست اینکه «استفهام انکاری» باشد، یعنی جهنم در پاسخ این سؤال که آیا پر شده ای؟ می گوید: مگر افزون بر این ممکن است؟ اشاره به اینکه هیچ جائی باقی نمانده.

دیگر اینکه استفهام «استفهام تقریری» است، یعنی آیا باز هم افراد دیگری هستند که به دوزخ بیایند؟ و به این ترتیب دوزخ مانند انسان پر اشتهائی که دائما تقاضای غذای بیشتر می کند و هرگز سیر نمی شود در جستجوی تبهکاران و ستمگران است، و جای تعجب نیست که نه جهنم از بدکاران سیر شود و نه بهشت از نیکوکاران، ولی بعضی از مفسران بر این تفسیر خرده گرفته اند که با آیه «لأملأن جهنم من الجنة والناس اجمعین» «سوگند یاد می کنم که دوزخ را از جن و انس پر می کنم» (سوره سجده، آیه 13) سازگار نیست، بنابراین باید به سراغ تفسیر اول رفت. (در تفسیر فخر رازی، جلد 28، صفحه 174).

ولی از این ایراد می توان پاسخ داد که پر بودن درجاتی دارد، درست مثل اینکه ظرفی را از غذا پر می کنند و به کسی می دهند و او تقاضا می کند باز هم روی آن را انباشته تر کنند.

در اینکه این سؤال و جواب در برابر دوزخ چگونه انجام می گیرد؟ بعضی گفته اند سؤال و جواب از خازنان و نگهبانان دوزخ است، و بعضی گفته اند این سؤال و جواب به زبان حال انجام می گیرد، و گاه گفته شده جهنم به طوری که از بعضی از تعبیرات قرآن و اخبار استفاده می شود خود موجودی زنده است، و قادر بر سخن گفتن، و بنابراین می توان آیه را به همان مفهوم ظاهری آن تفسیر کرد. (در تفسیر روح البیان، شواهدی از آیات و روایات بر این معنی آورده شده جلد 9 صفحه 127).

به هر حال پیام این آیه آن است که دوزخیان بسیارند و تهدید الهی جدی است، و به هر کس هشدار می دهد نکند یکی از آن نفرات تو باشی، همین اندیشه می تواند انسان را بیدار کند و به خود آورد و او را از ادامه بدیها و کژیها باز دارد.

*  *  *

69- یوم یقول المنافقون والمنافقات....

این تعبیر از روز قیامت که یک بار در قرآن مجید آمده است (سوره حدید، آیه 13) می گوید در آن روز مردان و زنان منافق با یکدنیا اندوه و حسرت به مؤمنان می گویند: نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی بگیریم. (یا مهلت دهید ما هم در پرتو نور شما حرکت کنیم) «یوم یقول المنافقون والمنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم».

این در حالی است که مردان و زنان با ایمان با سرعت جاده محشر را به سوی بهشت می پیمایند. در حالی که نور ایمان آنها از پیش رو از سمت راست در برابر آنها حرکت می کند و فرشتگان، بشارت بهشت به آنها می دهند «یوم تری المؤمنین والمؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بأیمانهم بشریکم الیوم جنات ...» (سوره حدید، آیه 12).

ولی منافقان مأیوسانه و ملتمسانه به آنها می نگرند و در مقابل تقاضایشان این پاسخ را می شنوند به عقب برگردید و کسب نور کنید «قیل ارجعوا ورائکم فالتمسوا نورا».

قیامت و عرصه محشر جای کسب نور نیست، جای آن صحنه دنیا بود اگر می توانید به آنجا باز گردید و از چراغ پر فروغ ایمان و عمل صالح نور و روشنائی برای خود دست و پا کنید. چه دردناک است وضع منافقان کوردل و تاریک فکر و ظلمانی؟ و چه زیبا است نور ایمان و عمل صالح و چه پیام مهمی در تفاوت حال این دو گروه برای امروز ما بیان شده است.

*  *  *

70- یوم لا ریب فیه

آخرین و هفتادمین نام (نام توصیفی) برای روز قیامت تعبیر بالا است که دوبار در سوره آل عمران آمده است، می فرماید: «مؤمنان راسخ در علم به پیشگاه خدا عرضه می دارند: پروردگارا توئی که همه مردم را در روزی که در آن شک و تردید نیست، جمع خواهی کرد» «ربنا انک جامع الناس لیوم لا ریب فیه» (سوره آل عمران، آیه 9).

در آیه 25 همین سوره نیز این تعبیر در کلام پروردگار آمده است، می فرماید: «پس چگونه خواهد بود هنگامی که آنها را در روزی که شکی در آن نیست جمع کنیم»؟! «فکیف اذا جمعناهم لینم لا ریب فیه».

و از آنجا که در بحث «قطعی بودن قیامت از دیدگاه قرآن مجید» درباره این آیات به قدر کافی (در همین جلد) سخن گفته شد، نیازی به تکرار نمی بینیم، تنها به این نکته اشاره می کنیم که قطعی بودن آن روز و وعده های گوناگون الهی در آن روز نه تنها در سخن خداوند مسلم و خالی از هر گونه شک و ریب است، بلکه تمام افرادی که در ایمان خود راسخند نیز به آن معترفند و قولی است که جملگی برآنند، در واقع نامهای دیگر از حوادث و برنامه های آن روز خبر می دهد، در حالی که این نام از قطعی بودن آن خبر می دهد، و در واقع تأکیدی است بر همه آنها، و به همین دلیل آنرا به عنوان آخرین نام در این سلسله نامها برگزیدیم.

این نکته قابل ذکر است که هنگامی که مؤمنان از آن روز به این عنوان خبر می دهند دلیل آن را نیز در پیشگاه خدا عرضه می دارند، چنانکه در ذیل آیه اول آمده : «إن الله لا یخلف المیعاد» «چرا که خداوند در وعده خود تخلف نمی کند» و همین است دلیل قطعی بودن و راه نیافتن شک در آن روز.

*  *  *

نتیجه بحث

از آنچه در این بحث گسترده در مورد «نامهای قیامت در قرآن» آمد روشن شد که «روز قیامت» در قرآن مجید حداقل هفتاد نام دارد، البته منظور از نام در اینجا تنها اسم خاص (یا به تعبیر ادبیات عرب «علم» نیست) بلکه تمام توصیفهائی را که درباره قیامت در قرآن آمده و با کلمه «یوم» آغاز شده است شامل می شود.

منتها این نامها را به دو گروه تقسیم کردیم: نامهائی که تنها با یک کلمه از آن روز خبر می دهد، مانند «یوم البعث، یوم القیامه، یوم الدین و یوم الحساب» و آن بیست و چهار نام بود، و نامهائی که با یک جمله از اوصاف قیامت همراه است (مانند بقیه این نامها).

این تعبیرات هفتادگانه بسیار پر بار و پر مطلب است، در واقع از هفتاد دریچه مختلف به روز قیامت نگاه می کند، و تمام حوادث آن روز را از آغاز زنده شدن مردگان تا زمانی که بهشتیان به بهشت و دوزهیان به دوزخ می روند توضیح می دهد.

این نامهای هفتادگانه تابلو بسیار عجیب و تکان دهنده و روشن و گویا از آن روز عظیم ترسیم می کند، تمام گفتنیها را می گوید، و سرنوشت همه انسانها را در مواقف محشر در آن روز شرح می دهد.

ممکن نیست انسان در مجموعه این نامها تأمل کند، و با دیده قبول آنها را ببیند، و اثر تربیتی فوق العاده ای در او ایجاد نکند.

در واقع هدف نیز همین بوده که با این تعبیرات که هر کدام از زاویه خاصی به معاد می نگرد، انسان را بیدار سازد، از بیراهه به راه دعوت کند، از آلودگی به پاکی از گناه فرا خواند، از دنیا پرستی به زهد، و از فسق به تقوی، و از ظلمت به نور و از کفر به ایمان، و از شرک به توحید، سوق دهد. و راستی عجب کتاب آموزنده ای است قرآن مجید و عجب برنامه های تربیتی و حساب شده ای دارد.

یکبار دیگر این نامها را در کنار هم قرار دهید و از مقابل چشمان دل بگذرانید، روی بند بند آن تکیه کنید و ببینید چه می گوید، و چه می خواهد؟ و چه سرنوشتی را برای انسان ترسیم می کند؟ سپس بهره تربیتی خود را از آن بگیرید.

*  *  *

خداوندا! چنان درک و دیدی به ما ده که هم امروز آن روز عظیم را از این زوایای مختلفی که در قرآن بیان فرموده ای ببینیم.

پیام این آیات را بشنویم.

محتوای این نامها را به خاطر بسپاریم.

و برای آن روز بزرگ آماده شویم آمین یا رب العالمین.

این بحث را با اشعاری در همین زمینه از یک شاعر نکته پرداز پایان می دهیم:

بشـــنــو از قـــرآن، چه نیکــــــــــــــو دم زنـــد                      زخـــمـــــه بــــر ســـــــاز دل آدم زنـــــد

تا کـــنــــد بیــــدارش از خــــواب گـــــــــــــران                      از قــــیــامــت گـــــویـــــد و اهــــــوال آن

با سکوتت نغــمــــــه ی قــــــرآن شنــــــــــــو                      آنچه می گــویــــــد به گوش جان شنو

از «مزمل» از «نبــــــأ» از «انــــفــطـار»                     گــوش کـــن غــوغـای محشــر آشــکار

سوره «زلزال» و «طــور» و «قــارعـــه»                     یا که «تکویر» و «قیامت» «واقعه»

چونکه هر یـــک وصــــف «مــحــشــر» را کنــد                    خود «قیامـت» ز آن سخن بــر پا کنــــد

ایــن زمــیـــن، در آن زمـــــــان پـــــــر بــــــــلـا                    ناگــــهــان چــون «زلزلـت زلــزالــها»

از درونــــــــش «اخـــرجت اثـــقـــالـــهــا»                   با تعــجــب «قال الانسان مـا لــهـــا»

مــردگــان خیــزنـــد بــرپــا «کــلـــــهــــــم»                   تا هـمـــه مـــردم «یروا اعـمـالــهــم»

هــــــر کـــــــه دارد «ذرة خــیـــــرا یـــــره»                  یــا کــــــه آرد «ذرة شــــرا یــــــره»!

آن زمــــان، خـــورشــیــــد تابــــان «کــورت»                  کوهــهــای سخـت و سنگین «سیرت»

آبـــهــــا در کــــــام دریـــــــا «ســـجـــــرت»                   آتــش دوزخ بــه شـــــدت «سـعـرت»!

پــس در آن هـــنــگــام «جــنــت ازلــفــت»                 خود بــدانــد هــر کسی «ما احضرت»!

نامــــــــه کـــــــردار و گــفــتـــــــار بشــــــــــــر                  خود بـــود روشنــــــــــگــر هر خیـر و شــر

نامـــــــه ای بـــا جــــــان او آمـــیخـــتــــــــــــه                   مـی شــود بر گــــردنـــــش آویــــخــتـــه!

نامــــه یــا نــقـــش دقـــیــــــــق نــــفــــس او                   یــا کــه از هــر لحـظـه عـمـرش عکس او

نامـــه رد یــــــــا قـــبــــــــــــول بـــــنــدگــــــی                   بــا ســــرافــــرازی، و یـــا شـــرمنـــدگـی

حکـــم عـــزت یا عـــذاب هـــر کــس اســــــت                 خود نمــودار حســــاب هـــر کــس است!

(خلوتگاه راز، دیوان حسان، جلد 2، صفحه 19).

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 10:30  توسط زهره ارشادفر  |